تبليغاتX
جملات زیبا
برای نبرد با تاریکی شمشیر نمی کشم،شعله می افروزم.زرتشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 21:12  توسط وحید داودی  | 

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.او لبخندی زد و گفت:وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟
گذشته را فراموش کن و به جلو نگاه کن....
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 2:46  توسط وحید داودی  | 

اي کساني که ايمان آورده ايد! کاري به کار کساني که ايمان نياورده اند نداشته باشيد

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 21:41  توسط وحید داودی  | 

زنان هستی بخش جهانند

و هستی بخش جهان عشق را آفرید

و از عشق. سرشت آدمی را آفرید

و از آدمی سرشت آزادی را

کوروش کبیر

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 13:21  توسط وحید داودی  | 

تو کاملن آزادی!یا بامن زندگی کن.یا بگذار من با تو زندگی کنم

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 3:4  توسط وحید داودی  | 

هیچ چیز با سرسری عمل کردن

 به دست نمی آید

کامیابی پایدار مستلزم

 تلاش پیگیر و همیشگی است

هامیلتون هولت

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 18:56  توسط وحید داودی  | 

موفق کسی است که

 با آجرهایی که به سمتش

 پرتاب می شود،

بنایی محکم بسازد

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 20:59  توسط وحید داودی  | 

ساده ترین کار جهان

 این است که خود باشی

 و دشوارترین کارجهان

 این است که

 کسی باشی که

 دیگران می خواهند.

Anna McElwain

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 11:50  توسط وحید داودی  | 

فقط استاد شجریان

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 23:9  توسط وحید داودی  | 

 

سپیده که سر بزند

 شاید در این بیشه زار خزان زده

 گلی بروید شبیه آنچه در بهار بوییدیم

  پس به نام زندگی

هرگز نگو هرگز

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 23:2  توسط وحید داودی  | 

آقا جان بهشت که زورکی نمی‌شود! آنقدر فشار می‌دهید که از آن ور جهنم می‌زند بیرون ...»

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 21:6  توسط وحید داودی  | 

زن در هخامنشیان آتوسا دختر كورش بزرگ و شاهبانوي داريوش در دربار ايران جايگاه نيرومندي داشت. در نتيجه مي‌توان گفت كه شاهبانوان نيز هم مرتبه‌ي خود شاهنشاهان بوده‌اند.

در كتاب بندهش آمده است: «آن گاه اهورامزدا روان را كه پيش از پيكر آفريده بود در مشيه و مشيانه دميد و آنان جاندار شدند. پس به آنان گفت شما پدر و مادر مردم جهان هستيد.»
به گزارش خبرنگار سرويس «نگاهي به وبلاگ‌ها»ي ايسنا بلاگر http://arianam.persianblog.com/ نوشته است: انديشه‌ي ايراني كه بر پايه‌ي سرشت نيك خود و انديشه‌هاي زردشت پديد آمده بود، به خوبي مي‌دانست كه زن و مرد با هم برابر و در كنار يكديگرند. البته در كنار اين برابري، هيچ گاه جايگاه زن به ورطه‌ي نادرستي نيفتاده است، چنان كه در نگاره‌هاي پارس شهر و ديگر جايگاه‌هاي هخامنشي نگاره‌ي هيچ زني ديده نمي‌شود.
كريستن سن، خاورشناس بزرگ دانماركي مي‌گويد: «رفتار مردان نسبت به زنان در ايران باستان همراه با نزاكت بود. زن چه در زندگي خصوصي و چه در زندگي اجتماعي از آزادي كامل برخوردار بود. در مورد آزادي در ازدواج هيچ چيزي مستندتر و موجه‌تر از رفتار خود زرتشت نسبت به دختر كوچكش پروچيستا نيست.
زرتشت به دختر كوچكش پروچيستا مي‌گويد: «پروچيستا من جاماسب را كه مرد دانشمندي است (وزير گشتاسب و ستاره‌شناس) براي همسري تو برگزيدم؛ تو با خرد نيك خود مشورت كن و ببين كه آيا او را سزاوار همسري خود مي‌داني يا نه؟
در روزگار هخامنشي، شاهنشاه همسر خود را يا از خانواده‌ي هخامنشي برمي‌گزيد و يا از شش خانواده‌ي بزرگ پارسي؛ اين زن شاهبانو مي‌شد. گاه شاهنشاهان چندين همسر بر مي‌گزيدند.
درباره‌ي داريوش گفته شده در روزگار افول هخامنشيان شاهنشاهان هخامنشي افزون بر شاهبانو داراي زنان ديگري نيز بودند كه آنها را زنان غير عقدي مي‌گفتند.
زنان نيز در ايران باستان مي‌توانستند به پادشاهي برسند. براي نمونه چنان كه گفته شده آژي دهاك پدر بزرگ مادري كورش چون پسري نداشت، پادشاهي پس از وي به دخترش ماندانا مادر كورش مي‌رسيد.
آن‌چنان‌كه هرودت مي‌گويد، آتوسا دختر كورش بزرگ و شاهبانوي داريوش در دربار ايران جايگاه نيرومندي داشت. در نتيجه مي‌توان گفت كه شاهبانوان نيز هم مرتبه‌ي خود شاهنشاهان بوده‌اند.
آيين هخامنشي چنين بود كه شاهنشاه با مادر و همسرش بر سر ميز خوراك مي‌نشست. بدين گونه كه در بالا مادر شاه و پس از آن خود شاه و پس از او هم همسرش مي‌نشست؛ همين آيين نشان مي‌دهد كه مادر شاهنشاه كه هم مرتبه‌ي پدر وي است، از خود وي جايگاهي برتر دارد.
با آن كه در نگاره‌هاي رسمي هخامنشي زن ديده نمي‌شود، در ميان آثار هنري كوچك به نقش‌هاي بي‌شماري برمي‌خوريم كه زنان را مي‌نماياند. جامه‌ي زنان هخامنشي كمابيش به مانند جامه‌ي مردان بوده است.
يك زن هخامنشي (از تخت جمشيد)
آن گونه كه از نوشته‌هاي ديواني بر جاي مانده از پارس شهر برمي‌آيد. زنان در كنار مردان در بيشتر كارها شركت داشتند و گاه براي نمونه در كارگاه‌هاي دوزندگي مردان زيردست زنان جاي داشتند. حقوق مردان و زنان در برابر كار يكسان، يكي بود. البته شغل‌هاي ديواني به زنان داده نمي‌شد، چرا كه گاه مستلزم سفر و دوري از خانواده بوده است. به زنان كارهايي داده مي‌شد كه زن بتواند در كنار كار، به وظايف خانوادگي خود برسد. به هنگام بارداري زنان مرخصي داشته‌اند كه به طبع حقوق آنها كم مي‌شد. تنها تفاوتي كه وجود داشت اين بود كه چون شاه از نوزاد پسر بيشتر خشنود مي‌شد، اضافه حقوق براي نوزاد پسر دو برابر دختر بود.
سياست شاهنشاهان هخامنشي در پارس بر پايه‌ي تزايد توالد بود، چرا كه هر چه شمار پارسيان بيشتر بود، چيرگي و سلطه‌ي پارسيان در كشورهاي گوناگون استواري بيشتري مي‌يافت. چنان‌كه شاهنشاهان به زنان پارسي كه باردار مي‌شدند، پاداش مي‌داده است.
با بررسي دقيق نبشته‌هاي تخت جمشيد (مي‌توانيد كتاب از زبان داريوش؛ نوشته‌ي خانم هايد ماري كخ و برگردان پرويز رجبي را بخوانيد) مي‌توان دريافت كه عدالت اجتماعي كه هنوز در اين سده در برخي كشورها بشر آن را جستجو مي‌كند در ايران هخامنشي جاري بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 16:17  توسط وحید داودی  |