زنان هستی بخش جهانند
و هستی بخش جهان عشق را آفرید
و از عشق. سرشت آدمی را آفرید
و از آدمی سرشت آزادی را
کوروش کبیر
به دست نمی آید
کامیابی پایدار مستلزم
تلاش پیگیر و همیشگی است
هامیلتون هولت
موفق کسی است که
با آجرهایی که به سمتش
پرتاب می شود،
بنایی محکم بسازد
ساده ترین کار جهان
این است که خود باشی
و دشوارترین کارجهان
این است که
کسی باشی که
دیگران می خواهند.
Anna McElwain
سپیده که سر بزند
شاید در این بیشه زار خزان زده
گلی بروید شبیه آنچه در بهار بوییدیم
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز
در كتاب بندهش آمده است: «آن گاه اهورامزدا روان را كه پيش از پيكر آفريده بود در مشيه و مشيانه دميد و آنان جاندار شدند. پس به آنان گفت شما پدر و مادر مردم جهان هستيد.»
به گزارش خبرنگار سرويس «نگاهي به وبلاگها»ي ايسنا بلاگر http://arianam.persianblog.com/ نوشته است: انديشهي ايراني كه بر پايهي سرشت نيك خود و انديشههاي زردشت پديد آمده بود، به خوبي ميدانست كه زن و مرد با هم برابر و در كنار يكديگرند. البته در كنار اين برابري، هيچ گاه جايگاه زن به ورطهي نادرستي نيفتاده است، چنان كه در نگارههاي پارس شهر و ديگر جايگاههاي هخامنشي نگارهي هيچ زني ديده نميشود.
كريستن سن، خاورشناس بزرگ دانماركي ميگويد: «رفتار مردان نسبت به زنان در ايران باستان همراه با نزاكت بود. زن چه در زندگي خصوصي و چه در زندگي اجتماعي از آزادي كامل برخوردار بود. در مورد آزادي در ازدواج هيچ چيزي مستندتر و موجهتر از رفتار خود زرتشت نسبت به دختر كوچكش پروچيستا نيست.
زرتشت به دختر كوچكش پروچيستا ميگويد: «پروچيستا من جاماسب را كه مرد دانشمندي است (وزير گشتاسب و ستارهشناس) براي همسري تو برگزيدم؛ تو با خرد نيك خود مشورت كن و ببين كه آيا او را سزاوار همسري خود ميداني يا نه؟
در روزگار هخامنشي، شاهنشاه همسر خود را يا از خانوادهي هخامنشي برميگزيد و يا از شش خانوادهي بزرگ پارسي؛ اين زن شاهبانو ميشد. گاه شاهنشاهان چندين همسر بر ميگزيدند.
دربارهي داريوش گفته شده در روزگار افول هخامنشيان شاهنشاهان هخامنشي افزون بر شاهبانو داراي زنان ديگري نيز بودند كه آنها را زنان غير عقدي ميگفتند.
زنان نيز در ايران باستان ميتوانستند به پادشاهي برسند. براي نمونه چنان كه گفته شده آژي دهاك پدر بزرگ مادري كورش چون پسري نداشت، پادشاهي پس از وي به دخترش ماندانا مادر كورش ميرسيد.
آنچنانكه هرودت ميگويد، آتوسا دختر كورش بزرگ و شاهبانوي داريوش در دربار ايران جايگاه نيرومندي داشت. در نتيجه ميتوان گفت كه شاهبانوان نيز هم مرتبهي خود شاهنشاهان بودهاند.
آيين هخامنشي چنين بود كه شاهنشاه با مادر و همسرش بر سر ميز خوراك مينشست. بدين گونه كه در بالا مادر شاه و پس از آن خود شاه و پس از او هم همسرش مينشست؛ همين آيين نشان ميدهد كه مادر شاهنشاه كه هم مرتبهي پدر وي است، از خود وي جايگاهي برتر دارد.
با آن كه در نگارههاي رسمي هخامنشي زن ديده نميشود، در ميان آثار هنري كوچك به نقشهاي بيشماري برميخوريم كه زنان را مينماياند. جامهي زنان هخامنشي كمابيش به مانند جامهي مردان بوده است.
يك زن هخامنشي (از تخت جمشيد)
آن گونه كه از نوشتههاي ديواني بر جاي مانده از پارس شهر برميآيد. زنان در كنار مردان در بيشتر كارها شركت داشتند و گاه براي نمونه در كارگاههاي دوزندگي مردان زيردست زنان جاي داشتند. حقوق مردان و زنان در برابر كار يكسان، يكي بود. البته شغلهاي ديواني به زنان داده نميشد، چرا كه گاه مستلزم سفر و دوري از خانواده بوده است. به زنان كارهايي داده ميشد كه زن بتواند در كنار كار، به وظايف خانوادگي خود برسد. به هنگام بارداري زنان مرخصي داشتهاند كه به طبع حقوق آنها كم ميشد. تنها تفاوتي كه وجود داشت اين بود كه چون شاه از نوزاد پسر بيشتر خشنود ميشد، اضافه حقوق براي نوزاد پسر دو برابر دختر بود.
سياست شاهنشاهان هخامنشي در پارس بر پايهي تزايد توالد بود، چرا كه هر چه شمار پارسيان بيشتر بود، چيرگي و سلطهي پارسيان در كشورهاي گوناگون استواري بيشتري مييافت. چنانكه شاهنشاهان به زنان پارسي كه باردار ميشدند، پاداش ميداده است.
با بررسي دقيق نبشتههاي تخت جمشيد (ميتوانيد كتاب از زبان داريوش؛ نوشتهي خانم هايد ماري كخ و برگردان پرويز رجبي را بخوانيد) ميتوان دريافت كه عدالت اجتماعي كه هنوز در اين سده در برخي كشورها بشر آن را جستجو ميكند در ايران هخامنشي جاري بود.